در 30 سالگی کارش را از دست داد
.
در 32 سالگی در یک دادگاه حقوق شکست خورد
.
در 34 سالگی مجددا ور شکست شد
.
در 35 سالگی که رسید، عشق دوران کودکی اش را از دست داد
.
در 36 سالگی دچار اختلال اعصاب شد
.
در 38 سالگی در انتخابات شکست خورد
.
در 48،46،44 سالگی باز در انتخابات کنگره شکست خورد
.
به 55 سالگی که رسید هنوز نتوانست سناتور ایالت شود
.
در 58 سالگی مجددا سناتور نشد
.
در 60 سالگی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد
.
نام او آبراهام لینکلن بود

.
جا نزد
.
هرگز جا نزنید
.
بازندگان آنهایی هستند که جا زدند.

 

اینم برای میلاد

نوشته شده توسط سام  | لینک ثابت |

دوستی تعریف میکرد که صبح یک زمستان سرد که برف سنگینی هم آمده بود مجبور شدم به بروجرد بروم… هوا هنوز روشن نشده بود که به پل خرم آباد رسیدم… وسط پل به ناگاه به موتوری که چراغ موتورش هم روشن نبود برخوردم……. به سمت راست گرفتم ، موتوری هم به راست پیچید… چپ، موتوری هم چپ… خلاصه موتوری لیز خورد و به حفاظ پل خورد و خودش از روی موتور پرت شد تو رودخونه… وحشت زده و ترسیده، ماشین رو نگه داشتم و با سرعت رفتم پایین ببینم چه بر سرش اومد ، دیدم گردن بیچاره ۱۸۰ درجه پیچیده… با محاسبات ساده پزشکی، با خودم گفتم حتما زنده نمونده …
مایوس و ناراحت، دستم را گذاشتم رو سرم و از گرفتاری پیش آماده اندوهگین بودم… در همین حال زیر چشمی هم نیگاش میکردم،… باحیرت دیدم چشماش را باز کرد … گفتم این حقیقت نداره… رو کردم بهش و گفتم سالمی…؟ با عصبانیت گفت: ” په چونه مثل یابو رانندگی موکونی…؟ ” با خودم گفتم این دلنشین ترین فحشی بود که شنیده بودم… گفتم آقا تورو خدا تکون نخور چون گردنت پیچیده…. یک دفه بلند شد گفت: شی پیچیده ؟ شی موی تو ؟ هوا سرد بید کاپشنمه از جلو پوشیدم سینم سرما نخوره …. !!!

از : radsms.com

نوشته شده توسط سام  | لینک ثابت |

This poem was nominated poem of 2005.
Written by an African kid, amazing thought :
“When I born, I Black, When I grow up, I Black, When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black, When I sick, I Black, And when I die, I still black… And you White fellow, When you born, you pink, When you grow up, you White, When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue, When you scared, you yellow, When you sick, you Green, And when you die, you Gray… And you call me colore???

این شعر كاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده. توسط یك كوذك آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی دارد:
وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم، وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم، وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم… و تو، آدم سفید، وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی، وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای، وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی، و وقتی می میری، خاكستری ای… و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

نوشته شده توسط سام  | لینک ثابت |

کارگر 5:18
کارگر خسته سکه ای از جیب جلیقه کهنه اش درآورد تا صدقه دهد،ناگهان

جمله ای روی صندوق دید و منصرف شد...

.

.

.

.

صدقه عمر را زیاد میکند!

نوشته شده توسط سام  | لینک ثابت |

0:18
داستانی بسیار زیبا حتما تا انتها بخوانید

ماجرای شخصی به نام میلدرد


نام من میلدرد است؛

میلدرد آنور Mildred Honor. قبلاً در دی‌موآن Des Moines در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم.
مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است. در طول سالها دریافته‌ام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است. با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشته‌ام، امّا هرگز لذّت داشتن شاگرد نابغه را احساس نکرده‌ام.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سام  | لینک ثابت |

 

گلچین صفحه ی پ ن پ فیس بوک

خودتون بخونید میفهمید قضیه چیه

 

پلیس ماشینو خوابونده .رفتم خلافی و جریمه دادم،کاراشو کردم،بعد رفتم پارکینگ تحویلش بگیرم.مسوولش میپرسه:اومدی ماشینو ببری؟؟؟پَــ نَ پَـــ.اومدم ملاقاتش!براش 2 نخ سیگار آوردم تنهایی بش بد نگذره!

رفتم خونه دوستم دارم بند کفشمو باز می کنم..
میگه میای تو؟؟
پَــ نَ پَـــ.. نذر کردم پابرهنه برم جمکران، می خوام کفشامو بزارم اینجا ..

رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم

 

با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم

رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر.. میگه شمام دستشویی داری..؟
میگم پـَــــــــ نَ پَـــــــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری.. ـ

به اپراتور اداره ميگم شماره فلاني رو برام بگير ميگه گرفتم وصل كنم ميگم نه په فوت كن قطع كن

 

عكس برادرزادهامو نشون دوستم دادم با مامانشون ..برگشته ميگه ااِاا داداشت زنم داره؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ اينارو تو قرعه كشي بانك برنده شده ...

رفتم آزمایش ادرار. یارو میگه ادراره؟ میگم:پـــ نه پـــــ سکنجبینِ برو کاهو بیار بزن توش بخور!

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سام  | لینک ثابت |

خوابیم اگرچه مرد میدان هستیم
خیر سرمان رستم دستان هستیم
وقتی به «داداش كایكو» نیازی باشد
گوییم كه: «نه! ما ایكیوسان هستیم»!


***


بگذار بمیرد از فراق، از دوری
-البته براش بهتر است اینجوری-
از من –به خدا- چه انتظاری دارد؟
وقتی كه به من گفته: گوریل انگوری!


***


ای كاش كمی ساده و خاكی بودیم
از دست ریا و رنگ شاكی بودیم
در قحطی سادگی و صافی ای كاش
یك ذره شبیه ایشی زاكی بودیم! 


*** 


صندوقچه‌ای بهر دلت خواهم بود
دریا بشوی تو، ساحلت خواهم بود
ای یار! تو گر قایق عشقم باشی
من هم ملوان زبلت خواهم بود!

 

نوشته شده توسط سام  | لینک ثابت |

رفتم دستشویی پارک. تا تو دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت:

سلام حالت خوبه؟

من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:

حالم خیلی خیلی توپه.

بعدش اون آقاهه پرسید:

خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛

اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم...

وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:

من می‌تونم بیام طرفای تو؟

آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:

نه، الآن یه کم سرم شلوغه!

یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:

ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!

 

نوشته شده توسط سام  | لینک ثابت |